صفحه اصلي | آرشیو اخبار | معرفی دانشگاه | چارت سازمانی | تماس با ما
پنج شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٦
اخبار > پذیرش و تعهد در روانشناسی


  چاپ        ارسال به دوست

به گزارش روابط عمومی معاونت امور بهداشتی

پذیرش و تعهد در روانشناسی

(به مناسبت هفته سلامت روان ـ سلامت روان در محیط کار)

روانشناسی رفتارگرایی در آغاز شکل گیری خود به اصول یادگیری پرداخت، این مکتب روانشناسی با ظهور نوعی از یادگیری به نام شرطی سازی توانست خود را به عنوان قدرتمندترین رویکرد روانشناسی نوین مطرح نماید. شرطی سازی ها به دو نوع شرطی سازی کلاسیک (با رهبری ایوان پترویچ پاولف)، که بر مبنای تداعی محرک های شرطی و غیر شرطی بود که با فاصله کمی از هم ارائه می­شدند و شرطی سازی عاملی (با رهبری بی اف اسکینر)، که بر مبنای ارائه تقویت و تنبیه به دنبال رفتار بودند تقسیم می شدند.

 روانشناسان رفتارگرا اعتقادی به بررسی علمی ذهن و فرایندهای شناختی نداشتند لذا نسل جدیدی از روانشناسان تلاش کردند تا فرایند های ذهنی را نیز همانند رفتارهای بیرونی مطالعه و کنترل نمایند. این روانشناسان که رویکرد شناختی- رفتاری را (به رهبری آرون تی بک و آلبرت الیس) به دنیای علوم رفتاری معرفی کردند بسیار مورد پذیرش قرار گرفتند و به سرعت رویکرد غالب در روانشناسی را از آن خود کردند.

 درمان شناختی رفتاری به دنبال تشخیص و درمان فرایندهای شناختی بدکارکرد و غیر منطقی در زندگی مراجعان بود و فرضیه اساسی اش این بود که افراد به دلیل شیوه های غیر منطقی تفکر به بیماری­های روانی دچار می­شوند و با استفاده از درمان های شناختی – رفتاری تلاش می کرد تا این شیوه های غیر منطقی تفکر را اصلاح نماید. اما مشکل کار این جا بود که همیشه شیوه های غیر منطقی تفکر نیستند که انسان ها را آزار می دهند بلکه در زندگی زخم­هایی وجود دارد که  روح انسان ها را می سوزاند و گاها نمی توان آن را با کسی درمیان گذاشت.

استوین هیز روانشناسی بود که پیشنهاد داد مشکلات را می توان به دوقسمت تقسیم کرد، آن دسته از مشکلات که از شیوه های غیر منطقی تفکر و شناخت فرد نشات می گیرند را می توان با تکنینک های شناختی – رفتاری بهبود بخشید و به عبارتی فرد باید برای تغییر آن ها متعهد باشد اما آن دسته از مشکلاتی را که فرد نخواهد توانست تغییر دهد را باید بپذیرد. عامل بیماری از دیدگاه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) عبارت

است از:

1-     میل به کنترل موارد کنترل ناپذیر

2-       هم جوشی یا جدی انگاشتن فکر تا آن جا که فرد فکر را با عمل یکی می بیند

3-       قضاوت کردن افکار به جای تماشا کردن آن ها

4-       تحملی بودن و پاسخ ندادن به افکار به جای کم تحمل بودن و میل به پاسخ سریع.

در دیدگاه مبتنی بر پذیرش و تعهد، بخشش نکردن بیش از هر کسی به ضرر خود فرد است. زیرا فردی که مورد آسیب قرار گرفته است اگر نتواند اتفاق را پذیرفته و فرد یا افراد خاطی (هر چند فرد خاطی خودش باشد) را ببخشد، تمام انرژی و ارزش های زندگی خود را متوجه ظلمی که در حق او اتفاق افتاده است خواهد کرد و همواره در افسوس گذشته و با اگر ها و ای کاش ها زندگی خواهد کرد. او همه جنبه های زندگی خود را تعطیل کرده و تمام ارزش های خود را در یک حیطه (حیطه ای که به او ظلم شده یا ناکام مانده) متمرکز خواهد کرد.

 وظیفه روانشناس این است که با تکنینک های مختلف (مثل بازنویسی های مکرر داستان زندگی مراجع) او را متوجه همه حیطه های زندگی خود کرده و به او نشان دهد که بخاطر خودش بهتر است که اشتباه اتفاق افتاده را پذیرفته و فرد خاطی را ببخشد.

تهیه شده توسط: میلاد عابدی ـ کارشناس سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه


 


١٣:٥٨ - يکشنبه ٢٣ مهر ١٣٩٦    /    شماره : ١٦١٢٧    /    تعداد نمایش : ٣٣١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج