صفحه اصلي | آرشیو اخبار | معرفی دانشگاه | چارت سازمانی | تماس با ما
سه شنبه ٠٢ خرداد ١٣٩٦
اخبار > درآستانه عید از هم بگذریم


  چاپ        ارسال به دوست

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری و اطلاع رسانی وب دای آذربایجان غربی

درآستانه عید از هم بگذریم

دکترسیامک مختاری

مدرس دانشگاه

 عفو و بخشش

در آستانه عید نوروز هستیم ؛مولانا عید را نماد گشایش و رهیدگی می داند :«باز آمدم چون عید نو تا قفل و زندان بشکنم » هنری دیوید ثورو فیلسوف آمریکائی گوید: "تا وقتی دلت را پاک نکرده ای نباید خانه را تمیز کنی" و به واقع تطهیر جان از آلاینده های باطنی مهمتر از پاک ساختن فضای بیرون است؛ هرچند نظافت ظاهری و آفاقی نیز از توصیه های اکید و ضروری می باشد که بر ذهن و جان نیز تاثیرگزارست .بجا و نیکوست که در این روزهای فرجامین سال دل را از هر گونه گلایه و رنجشی که احیانا نسبت به دیگران داریم پاک سازیم و با طهارت نفس و جان به انتظار نوروز و بهار نشینیم . 

از مهم ترين اهداف انبياء ؛ رهاندن انسان از قيد و بند زنجيرهاي بيروني و دروني مي باشد كه در قرآن مجيد از آنها با عنوان : « غُل » ،  ( اعراف ، 157 ) و « غِل » ، ( اعراف ، 43 )  نام برده شده است ، زنجيره هاي بيروني مانند ظلم و ستم حاكمان جائر و خودكامه و اسارت انسان به دست ديگران مي باشد. زنجيره‌هاي دروني نيز حرص ، طمع ، شهوت، غضب ، تكبر و ... مي باشد مثلاً در احاديث آمده است : « الطمع وثاق اكيد » يا حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: « عبد الشهوه اذلّ من عبدالرّق » رهايي از اين قيد و بندهاي دروني آدمي را به آزادگي سوق مي دهد كه در واقع همان بندگي خداوند مي‌باشد .

به ولاي تو كه گر بنده خويشم خواني                از سر  خواجگي كون و مكان برخيزم

                                                                                                                    حافظ

 در اين مرحله و ساحت ديگر مشكلات اخلاقي و خصلتي آدمي را گرفتار خود نمي سازند و انسان تدريجاً به فرشته خويي و بالاتر از آن صعود مي كند . سنايي گويد :

تو فرشته شوي ارجهد كني از پي آنك               برگ توت است به تدريج كه گردد اطلس

در احاديث آمده است : « قبيحاً بذي عقل ان يكون انسانا اذا امكنه ان يكون ملكا » ، از مهم ترين عوامل رها شدن از قيد و بندهاي دروني ، بخشيدن بديهاي ديگران مي باشد كه جزو ارزشمندترين صفات و مكارم اخلاقي است . رسول گرامي اسلام مي فرمايد : « ثلاثٌ من مكارم الاخلاق تعفواْ عن من ظلمك و تصل من قطعك و تعطي من حرمك » ، ( سه چيز از مكارم اخلاق شمرده مي شود : از كسي كه به تو ظلم و ستم كرده در گذري ، با كسي كه ارتباطش را با تو قطع كرده بپيوندي و كسي را كه تو را محروم ساخته برخوردار سازي ) منظور قسمت اول حديث مي باشد كه : عفو و گذشت از بديهاي ديگران از والاترين مكارم اخلاقي « و تاج المكارم » مي باشد آنگونه كه علي (ع) فرموده است : « العفو تاج المكارم »  در كتابهاي اخلاقي عفو را اينگونه تعريف و معني كرده‌اند كه : « عفو آن است كه براي شخصي، حقي مانند قصاص يا جريمه ثابت شود و اين شخص از حقّ خود بگذرد و از آن صرفنظر كند» ، ( محجة البيضاء ، ج 5 ، باب فضيلة العفو‌، ص 318 ) يا گفته اند : « عفو ، ضد انتقام است و آن اسقاط حق خود از قبيل قصاص يا جريمه مي باشد » ، ( جامع السعادات، ج1، باب العفو، ص 301 ) و وقتي ارزشمندتر است كه با اقتدار توام باشد آنگونه كه اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد: « احسن العفو، ما كان عند القدره » يا مي فرمايد : « احسن المكارم عفو المقتدر» ، (غررالحكم و دررالكلم). از جلوه‌هاي زيباي بخشش وقتي است كه در عين گذشت از گناهكار ، از سرزنش نمودن او نيز اجتناب شود ، قرآن مي فرمايد : «‌فاعفوا واصفحواْ » ، ( بقره ، 109 ) در تفسير اين عبارت گفته‌اند كه : عفو ترك عقوبت گناه است و صفح ، ترك تثريب و سرزنش نمودن مي باشد . امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه : « ... فاصفح الصفح الجميل » ، ( حجر ، 85 ) فرموده است : صفح جميل يعني عفو بدون عقوبت و نكوهش و سرزنش ، امام رضا (ع) نيز در معني صفح فرموده است : « العفو من غير عتاب » ، ( شيخ صدوق ، امالي ، ص 45 ) . امام علي (ع) مي فرمايد : « ما عفا من الذنب من قرع به فالتقريع احد العقابين » ، ( كسي كه خطا كار را سرزنش كند عفو نكرده است چرا كه سرزنش هم يكي از دو كيفر است ) ، ( غرر الحكم و درر الكلم ) . همچنين توام با پرده پوشي و راز نگهداري باشد ، قرآن عفو و مغفرت خدا را با هم بيان فرموده : « و كان الله عفوّاً غفوراً‌‌»، ( نساء ، 99 ) مرتبه والا تر عفو آن است كه شخصي كه مي بخشد نه فقط از گناه شخصي كه بدي كرده است مي گذرد و او را سرزنش نمي كند بلكه بدي او را با دعاي خير و احسان و نيكي پاسخ مي دهد كه اين سيره انبياي عظام ، ائمه اطهار و كبار اوليا و خصيصين مي باشد و در ادامه به مصاديقي از آن اشاره خواهد شد . در انجيل آمده است « هر كس براي كسي كه به او ستم كرده است آمرزش طلب كند شيطان را شكست داده است » . در واقع مي‌توان گفت كسي كه بدي را نه فقط با عفو وصفح كه با احسان و نيكي پاسخ مي دهد به مرتبه‌اي والا از معنويت فعال رسيده و وجودش رحمت و بركت محض و مطلق شده است ، از نگاه قرآن‌: نزديك‌ترين مرتبه و مرحله به تقوا ، عفو و بخشش مي باشد ، « و ان تعفواْ اقربُ للتقوي » ، (‌بقره ، 237 ) . عفو و بخشش انسان را به صفات الهي آراسته مي كند ، امام سجاد(ع) در دعا به درگاه الهي عرض مي كند : « انت الذي سمّيت نفسك بالعفوّ فاعف عنّي»، (‌خدايا تو هستي كه خودت را به عفو نامگذاري كرده اي ، پس عفو فرما ) ، (صحيفه سجاديه‌)

امام (ره) در كتاب جنود عقل و جهل مي نويسد : « از بزرگترين كمالات انساني تجاوز (‌گذشت ) از اشخاصي است كه به او بدي كرده اند ، و صفت عفو و تجاوز از صفات جماليه حق تعالي است كه اتّصاف به آن تشبّه به مبادي عاليه است و هر كس كه در تحت تربيت ربّ العالمين واقع شد و مربوب ذات مقدس حق تعالي شد بايد در او از صفات جمال حق – جلّ و علا – جلوه اي حاصل شود و مرآت جمال جميل الهي گردد واز بزرگترين اوصاف حق رحمت بر عباد و تجاوز از سيئات و عفو از خطيئات است و اگر در انسان حظّّي از اين اوصاف نباشد در جواب سؤال قبر كه وقت بروز سراير است نتواند گفت : ربي الله آن گاه كه سوال مي شود من ربّك ؟ زيرا كه انتخاب اين اسم در بين اسماء اشارت به آن شايد باشد كه در تحت تربيت كه بودي ؟ و دست قدرتِ كه در تو متصرف بود در حيات دنيوي ؟ پس اگر انسان در تحت ربوبيت ذات مقدس حقّ تربيت شده باشد و ظاهر و باطنش مرّبي به آن تربيت باشد جواب تواند دهد وگرنه يا جواب ندهد و يا ربّي الشيطان ، ربي النفس الاماره بگويد »، (‌جنود عقل و جهل ، ص 425-426 ) .

حضرت علي (ع) به مالك مي فرمايد : از عفو و بخشش آنقدر به زيردستان عنايت كن كه دوست داري خداوند از عفوش به تو عنايت كند ، هيچگاه از عفو پشيمان مشو و هرگاه كسي را از عفو و بخشش خود برخوردار نمودي فكر نكن كه كاري عبث و بيهوده انجام داده اي و اي كاش نمي كردي و كاش عقوبت مي نمودي ، بدان كه كار خوبي نموده اي و منتظر نتايج آن و روئيدن و ثمر دادن تخمي كه كاشته اي باش و از خداوند طلب لطف و عنايت و امداد كن . (‌نهج البلاغه ، نامه 53 ) . قرآن در سوره آل عمران مي فرمايد : « واطيعوا الله و الرّسول لعلكم تُرحمون  . و سارعوا اليمغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات والارضُ اُعدّت للمتقين. والّذين يُنفقون في السرّاء والضّراء والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس والله يحبّ المحسنين »‌، ( و خدا و پيامبر را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد . و بشتابيد به آمرزشي از پروردگارتان و بهشتي كه پهنة آن [ نه طول آن ] آسمان ها و زمين است كه براي پرهيزكاران آماده مي‌گذارند، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد ) ، ( آل عمران ، 132-134) نكته لطيفي كه در ادامة آيات به نظر مي رسد اينكه : خداوند پس از توصيه بندگان به كظم غيظ و عفو و احسان ، مراتب عاليه اين صفات را درباره ذات اقدس خودش ظهار مي‌دارد و مي فرمايد‌: « والذين اذا فعلوا فاحشة اَوظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الاّ الله و لم يُصرّوا علي ما فعلوا و هم يعلمون . اولئك جزاؤهم مغفرة من ربّهم و جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و نعم اَجر العاملين » ، ( و كساني كه چون كار زشتي كردند يا برخود ستم نمودند خدا را ياد مي كنند و براي گناهان خويش آمرزش مي‌طلبند ، و جز خدا چه كسي است كه گناهان را بيامرزد ؟ و [ كساني كه ] دانسته بر خلاف‌هايي كه كرده‌اند پافشاري نمي كنند . پاداش آنان ، آمرزش پروردگارشان و بوستان‌هايي است كه از پاي درختانش نهرها جاري است و جاودانه در آنند ، و پاداش اهل عمل چه نيكوست ) ، (آل‌عمران ، 135-136) . سهيل آندُلُسي در  ذيل اين آيات عبارت دلنشيني دارد و مي گويد: «‌حاشاً لفضلك ان تقنط عاصياً فالفضل عندك افضلُ و المواهبُ اجمل » .

اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : « يدعوك الي عفوه و يتغمّدك بفضله و انت متوسل عنه الي غيره‌» ، ( خداوند تو را به بخشش خود فرا مي خواند و با فضل و رحمتش سراسر زندگي تو را تحت پوشش مي گيرد ولي تو به او پشت كرده و به غير او رو كرده اي) ، ( نهج‌البلاغه‌، خطبه 223 ) مي گويند: خداوند با بنده اش چنان رفتار مي كند مثل اينكه فقط يك بنده دارد و آن هم اوست و بنده با خداوند چنان مواجه مي شود مثل اينكه همه معبودش هستند غير از خداوند متعال .

استاد شهريار در وصف رحمت و مغفرت واسعه خداوند مي‌گويد:

شنيده ام كه تو كوهي به كاه مي بخشي          چـرا جـهان نتواني به نـالـه اي بخشيد

اگر از اين همه مردم يكي تو را خـواند                براي خاطر آن يك نفر كن اين همه جود

و شاعر ديگري گويد:

اينجا گناه بخشند كوهي به كـاه بخشند                  بيچـاره من كه با خـود نآورده پرّ كاهي

در ادعية الايام صحيفه سجاديه حضرت سجاد (ع) عرض مي كند: « بسم الله الذي لا ارجوا الاّ فضله و لا اخشي الاّ عدله ولا اعتمد الاّقوله ولا اتمسّك الا بحبله ، بك استجيريا ذا العفو و الرّضوان من الظلم و العدوان و من غيرالزمان و تواتر الاحزان و طوارق الحدثان و من انقضاء المدة قبل التاهب و العدّه » ، ( بنام خدايي كه جز به فضلش اميد ندارم و جز از عدلش نمي‌ترسم و جز به گفتارش اعتماد ندارم و جز به ريسمانش تمسك نجويم ، اي صاحب گذشت و رضوان از ظلم و عدوان و از تغييرات زمان و زيادي اندوهان و راه يافتن پديده ها و از گذشت زمان پيش از حضور و آمادگي به تو پناه مي برم ) . رسول گرامي اسلام به حاملان قرآن توصيه مي فرمايد : « يا حامل القرآن ! اكحل عينيك بالبكاء اذاضحك البطالون و قم بالّيل اذا نام النائمون و صُم اذا اكل الاكلون و اعف عمّن ظلمك ولا تحقد و لا تجهل فيمن يجهل »‌، ( اي حامل قرآن ! وقتي كه مردم بيكار مي خندند تو چشمانت را با گريه و اشك سرمه كن [‌گريه و اشك چشم از مهم ترين سرمايه هاي يك سالك مي باشند كه براي نيل به مقصد و مقصود او را ياري مي كنند ، در ادعيه رسول گرامي اسلام آمده است كه حضرت عرض مي‌كند: الهم ارزقني عينين هطالتين ... البته گريه اي كه با معرفت و خشيت توام باشد‌:

چون نباشد طفل را دانش دثار                   گريه و خنده اش ندارد اعتبار

                                                                    مثنوي معنوي ، دفتر سوم ، بيت : 2638

مولانا  در يك تطبيق ذوقي و استحساني مي گويد : گريه را آب ديده مي گويند چرا كه شخصِ باكي و گريه كننده حتماً جلوه اي ديده كه به گريه آمده است . در فرازي ديگر مي‌گويد :

زاري و گريه قوي سرمايه اي است             رحمت كلّي قوي تر دايه اي است

دايـه و مـادر بـهـانـه جـو بـوَد                       تا كه كي آن طفل او گريان شـود

طـفل حـاجات شمـا را آفـريد                       تـا بناليـد و شـود شيرين پـديد 

                                                                           مثنوي معنوي ،دفتر سوم ، بيت: 2638

رسول اكرم (ص) در ادامة حديث به حاملان قرآن توصيه مي فرمايد : و شبها كه اهل خواب در خوابند تو شب زنده دار باش و روزهايي كه ديگران مي خورند تو روزه بدار و كسي را كه به تو ستم كرده عفو كن و با كسي كه با تو دشمني مي كند دشمني مكن، با كسي كه با تو جاهلانه رفتار مي كند جاهلانه رفتار مكن)، (كنز العمال هندي ، ح 4198 ) و در حديث ديگري در همان منبع از رسول گرامي اسلام (ص) نقل شده است كه : «‌ليس ينبغي لحامل القرآن ان يسفَه فيمن يغضب اويحتدّ فيمن يحتد و لكن يعفوا و يصفحواْ لفضل القرآن »، (‌سزاوار نيست كه حامل قرآن با كسي كه با او كاري نابخردانه كرده است ، مانند خودش رفتار كند يا با كسي كه به او خشم گرفته، خشم بگيرد يا با كسي كه به او سخت گرفته و تندي كرده سخت بگيرد بلكه [ سزاوار است كه ] به خاطر قرآن او را عفو كند و از او درگذرد‌) ، ( كنز العمال ، ح 349 ) . در كتاب مصباح الشريعه آمده است : « والعفو سرّ الله في القلوب ، قلوب خواصّه ممّن يسّرُله » ، ( عفو از اسراري است كه خداوند در دل بعضي از خواص خويش نهاده است ) و از سنّتهاي انبياء و اهل تقوا مي باشد : « العفو عند القدرةمن سنن المرسلين و المتقين » در كتاب « تحف العقول » از زبان حضرت عيسي (ع) خطاب به بني اسرائيل آمده است : در تورات برايتان گفته شده است : با خويشانتان بپيونديد و به احوالشان برسيد ولي من به شما مي گويم : پيوند كنيد با كساني كه از شما بريده اند ... و عفو كنيد كسي را كه به شما ستم كرده است . همانطور كه دوست داريد خطاهايتان عفو شود ، پس عبرت بگيريد . از اينكه خداوند شما را مورد عفو خود قرار داده است آيا نمي بينيد كه خورشيد بر خوب و بد شما مي تابد و باران رحمتش بر نيكوكاران و بدكاران شما فرو مي‌ريزد پس اگر دوست نمي داريد مگر كسي را كه شما را دوست بدارد و نيكي نمي كنيد مگر با كسي كه به شما نيكي كند در اين صورت چه فضيلتي بر ديگران داريد ؟ و حال آنكه نابخرداني كه هيچ فضيلت و درايتي ندارند چنين مي كنند ، اگر مي خواهيد كه از دوستان و برگزيدگان خدا باشيد ... با هر كس كه از شما اعراض كرده برخورد سليمانه داشته باشيد ) و امام صادق (ع) اين مضمون را به عبدالله بن جندب مي فرمايد : « واعف عن من ظلمك كما تحبّ ان يُعفي عنك فاعتبر بعفوالله عنك اَلا تري انّ شمسه اشرقت علي الابرار و الفجار وانّ مطره ينزل علي الصالحين و الخاطئين » ، ( بحار الانوار ، ج 7 ، ص 284 ، ح 1) . اميرالمومنين(ع) مي فرمايد : « شرّ الناس من لا يعف » ، ( بدترين انسانها كسي است كه عفو و گذشت نمي كند) ، ( شرح غرر ،ج ‌4 ، ص 505 ) و در حديث ديگري مي فرمايد : « قلّه العفو اقبح الذنوب و التسرّع الي انتقام اعظم الذنوب». در سيره  پيامبر گرامي اسلام به موارد متعددي از نرم خويي و عفو و بخشش بر مي خوريم ، آن حضرت اشرف كاينات و گرامي‌ترين مخلوق خداوند بودند ، از ويژگيهاي ارزشمند آن حضرت برخوردار بودن از شرح صدر و سعة وجودي منحصر به فرد بود ، حضرت (ص) به اصطلاح قلب بزرگي داشتند و به تعبير مولانا «بحر خو » بودند و اين دريا صفتي موجب شده بود كه حضرت نه متلاطم و مكدر شود و نه سرريز كند ، يكي از نويسندگان غربي « نورمن وينسنت پيل » مي گويد : خداوند وقتي مي خواهد ارزش انسان را اندازه بگيرد متر را دور قلبش مي گيرد و اندازه اش را مي‌بيند نه اينكه دور سرش بگيرد ، پيامبر (ص) نيز قلب شان از همه بزرگتر بود به گونه اي كه به آن حضرت « ذوقلبين » مي گفتند ، آن حضرت به غايت صبور و بردبار و در مقابل ناملايمات و برخوردهاي نسنجيده حليم بودند ، در كتاب « محجة البيضاء » آمده است : آن حضرت بردبارترين انسانها و راغب ترين آنها در عفو كردن با وجود برخورداري از قدرت بود و نيز در كتاب معروف : « مناقب آل ابيطالب » تاليف ابن شهر آشوب آمده است : آن حضرت بدي را با بدي كيفر نمي‌داد بلكه با نيكي مقابله مي كرد و هر كس نيز از آن حضرت معذرت خواهي مي كرد عذرش را مي پذيرفت از جمله پس از جنگ احد و فرار كردن تعدادي از مسلمانان از ميدان جنگ اين آيه نازل مي شود كه : « فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنتَ فظّاً غليظ القلب لانفضّواْ من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاور هم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله انّ الله يحب المتوكلين » ، ( پس تو به لطف و رحمت الهي با آنان نرمخو شدي و اگر درشتخوي و سخت دل بودي بي شك از گرد تو پراكنده مي شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و با آنان در كار [ جنگ ] مشورت كن و چون تصميم گرفتي بر خدا توكل كن همانا خدا تو كّل كنندگان را دوست دارد ) ، ( آل عمران ، 159 )  آيه شريفه فوق در ادامه آياتي مي باشد كه مؤمنان را به خاطر اعتراض هايي كه داشتند و عملكردشان سرزنش مي كند : « يا ايهاالذين امنو لا تكونواْ كالّذين كفروا ... » ، ( آل عمران ، 156 ) و اين آيه [ آيه 159 ] پيامبر (ص) را مورد خطاب قرا مي دهد و توصيه هايي كه فرموده به منظور تصديق روش توام با رفق و مداراي آن حضرت است . يا موقع فتح مكه وقتي به حضرت خبر دادند كه سعد بن عباده مي‌گويد :    

اليوم يوم الملحمه                          اليوم تُسبي الحرُمه

امروز روز جنگ و خون ريزي است و امروز خانواده ها اسير مي شوند . حضرت (ص) به علي (ع) فرمود : پرچم را از دست سعد بگير و وقتي وارد مكه شد به مشركين فرمود : امروز با شما چگونه رفتار كنم و درباره من چه گمان مي بريد ؟ گفتند : خيراً ! اخٌ كريم و قد قدرتَ‌، حضرت فرمود : به شما آن را مي گويم كه برادرم يوسف گفت : « لا تثريب عليكم اليوم يغفرالله لكم و هو ارحم الراحمين » ، (امروز بر شما ملامتي نيست ، خداوند شما را مي‌آمرزد و او مهربان ترين مهربانان است ) ، ( يوسف ، 92 ) از امام باقر (ع) نقل شده است كه زني يهودي گوشت مسموم به پيامبر (ص) داد و و وقتي او را به نزد حضرت (ص) آوردند و پرسيد چرا اين كار را كردي ؟ در پاسخ گفت : با خود گفتم اگر پيامبرباشد مي فهمد و اين سمّ به او زياني نمي رساند و اگر هم پيامبر نباشد مي ميرد  و مردم از دست او راحت مي‌شوند، پيامبر (ص) او را مورد عفو قرار داد . ( اصول كافي ، باب عفو ، ح 9 ) مرحوم مجلسي در بحارالانوار پس از نقل اين روايت مي گويد : عمل پيامبر (ص) بر اين دلالت مي‌كند كه حتّي عفو از كافر هم نيكوست هر چند قصد كشتن داشته باشد . ( بحارلانوار ،ج71،ص 402 ) البته ظاهراً تا وقتي كه مربوط به خود شخص باشد و مفاسدي بر آن بخشش مترتب نشود امير‌المومنين (ع) در حديثي كه به حضرت منسوب است مي فرمايد : « العفو يفسد من اللئيم بقدر اصلاحه من الكريم » ، ( بحار ، ج 7 ، ص 419 ) مي گويند كسي كه به ما بدي مي كند بايد از منظري از وي ممنون باشيم كه فرصت خوبي براي ظهور قابليت هاي بخشش در ما پديد مي آورد و آنها را جلوه گر مي سازد.

ويليام شكسپير در كتاب «تاجر ونيزي» مي‌نويسد: ويژگي عفو و بخشش اجباري نيست، عفو چون قطرات باران از بهشت مي‌بارد، عفو سعادت دوگانه‌اي است كه شامل اعطا كننده و دريافت كننده، هر دو مي‌شود. بخشيدن قدرتمندترين نيرو در قدرتمندترين نيروي ديگر است، او شاه تاجداري مي‌شود برتر از تاج و تخت شاهي، تازيانه‌ شاه نشان از قدرت موقت اوست كه به شكوه و هيبت شاهي مربوط مي‌شود و در آن وحشت و ترس از شاهان قرار دارد. اما عفو و رحمت برتر از اين تازيانه در چرخش است، رحمت در قلب شاهان به تخت مي‌نشيند و به خدا مربوط مي‌شود، هنگامي كه شفقت عدالت را تعديل مي‌كند قدرت زميني هم دوستي خدا را به نمايش مي‌گذارد.

امامان عليهم السلام نيز جلوة تام رحمت و رأفت الهي و مظهر اسم عفوّ خداوند بودند ، ابن‌‌ابي‌الحديد در توصيف علي (ع) مي نويسد : حلم و بردباري آن حضرت شبيه معجزه بود «‌امّا حلمه يكاد ان يكون معجزه » و در مقدمة شرح خود مي نويسد : او بردبارترين انسانها در مقابل گناهكار و عفو كننده ترين آنها در مقابل بدكاران بود و صحت اين گفتار در جنگ جمل ظاهر شد بر مروان حكم سر سخت ترين دشمن و اعدي عدوّش دست يافت و از او گذشت كرد . (‌شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 22-24 ) و نيز پس از اتمام جنگ وقتي عايشه گفت : «‌ملكتَ فاسجح » ، ( اكنون كه دست يافته اي به نيكي عفو كن ) ، ( ابن اثير ، النهايه ، ج‌2‌،ص 147 ) امام (ع) با بزرگواري تمام او را به همراه تعدادي زن به مدينه فرستاد ( شيخ مفيد ، الجمل ، ص 221 ) و وقتي محمد بن ابي بكر براي عبداله بن زبير امان خواست حضرت پذيرفت . ( مناقب آل ابيطالب ، ج 2 ، ص 317 ) يا در جنگ صفين وقتي سپاه معاويه آب را به روي حضرت بستند و حضرت با حمله و گرفتن شريعه فرات بر آنجا مسلط شد ، سپاهيان حضرت گفتند : ما نيز آب را برروي آنها ببنديم كه حضرت قبول نكرد و فرمود‌: معامله به مثل نمي كنم : « لا و الله لا اُكافئهم بمثل فعلهم » . شهريار اين واقعه را اينگونه به شيواي ي به نظم كشيده است كه‌:

شنیدم آب به جنگ اندرون معاویه بست              به روی شاه ولایت چرا که بود خسی

علی به حمله گرفت آب و باز کرد سبیل              چرا که او کسِ هر بی کس است و دادرسی

سه بار دست به دست آمد آب و در هر بار            علی چنین هنری کرد و او چنان هوسی

فضول گفت که ارفاق تا به این حد بس                 که بی حیایی دشمن ز حد گذشت بسی

جواب داد که ما جنگ بهرِ آن داریم                        که نان و آب نبندد کسی به روی کسی

غلام همّت آن قهرمان کون و مکان                        که بی رضای إلاهی نمی زند نَفَسی

تو هم بیا و تماشای حقّ و باطل کن                     ببین که در پی سیمرغ می جهد مگسی

                                                            دیوان شهریار، 1/690، تحت عنوانِ «حقّ و باطل»

 يا وقتي ابن ملجم حضرت (ع)را با شمشير مضروب مي كند به فرزندانش مي فرمايد : با او مهرورزي كنيد و او را نترسانيد : « لاتهاجنّ بالرّجل » و مي فرمايد : اگر ماندم مي دانم با او چگونه رفتار كنم و اگر از دنيا رفتم او به من يك ضربه زده است شما هم به او بيش از يك ضربه نزنيد . جرج جرداق مي نويسد : اگر حضرت از آن ضربه سالم مي ماند يقيناً ابن ملجم را مي‌بخشيد و عقوبت نمي كرد . از آن حضرت نقل شده است كه مي فرمايد : « شيئان لايوزن ثوابهما ، العفو و العدل » ، ( شرح غرر ، ج 4 ، ص 184 ) . وقتي شخصي به حضرت اهانت مي‌كند و دوستتان حضرت مي خواهند برخورد كنند مي فرمايد : « رويداً انما هو سبّ بسبٍ اوعفو عن ذنب » در حالات امام حسن (ع) نقل شده است كه يكي از غلامان حضرت از روي لج بازي پاي گوسفندي را شكست ، حضرت پرسيد چرا اين كار را كردي ؟ و او در پاسخ گفت : مي خواستم تو را ناراحت كنم ، حضرت هم با لبخند فرمود : من هم تو را خوشحال مي كنم ! آزادي ! يا نقل شده است پس از اينكه حضرت توسط همسرش مسموم شد امام حسين (ع) به بالين حضرت آمد و پرسيد : چه كسي تو را مسموم كرد ؟ امام حسن(ع) در پاسخ فرمود : اگر آن شخص كه گمانم مي رود باشد انتقام الهي او را كافي است و اگر او نباشد نمي خواهم كسي به ناحق اذيت شود . يا پس از شهادت حضرت ، در تشييع جنازه وقتي امام حسين (ع) مروان را مي بيند مي گويد : وقتي زنده بود خيلي با او خوش رفتاري كردي حالا به تشيع جنازه اش آمده اي ؟ مروان مي گويد : كسي را اذيت كرده ام كه مطمئنم ذره اي كدورت خاطر از من با خود نبرده است . درباره بزرگواري امام حسين (ع) نقل شده است كه حضرت شب عاشورا وقتي ديگر وقوع جنگ و شهادت را حتمي دانست گوني هايي را كه در آنها نامه هاي دعوت كوفيان بود خواست و نامه ها را از بين برد تا پس از شهادت آن نامه ها به دست سپاه اموي نيفتند و دعوت كنندگان را مورد بازخواست و احياناً اذيت قرار ندهند يا حرّّ را در ساعات آخر آنگونه كريمانه پذيرفت :

بحر لطف لایزالی شد به موج                                         تا رساند افتاده خود را به اوج

دل رها ساز از غم و درد و الم                                       بگذرد از هر خطائی ذوالکرم

هان مشو نومید از غفران او                                          باز می خوان آیه "لاتقنطوا"

                                                                                                                           عابد

استاد شهريار زبانحال حضرت ابا عبدالله (ع) را در آخرين لحظات اينگونه به نظم كشيده است كه:

شمر گويد گوش دادم تا چه خواهد از خدا            جاي نفرين زير لب ديدم دعا دارد حسين

در حالات امام سجاد (ع) نقل شده است كه : حضرت در حالي كه يكي از كنيزان آب مي‌ريخت دست و صورت خود را مي شست كوزه يا ظرف آب از دست كنيز افتاد و به صورت امام خورد ، كنيز گفت : خداوند مي فرمايد : « والكاظمين الغيظ » حضرت فرمود : خشم خود را فرو خوردم ودر ادامه گفت : « والعافين عن الناس » حضرت فرمود : خداوند از تو درگذرد ! گفت : « والله يحب المحسنين » ، حضرت فرمود : تو را آزاد كردم (شيخ صدوق‌،امالي ،ص 121 ) . يا نقل شده است : حضرت(ع) در آخر ماه رمضان خادمان مقصّر را جمع مي كرد و به آنها مي‌گفت : از خداوند بخواهند چنان كه او از تقصيرات آنها چشم پوشي كرده خداوند نيز گناه او را ببخشد . ( سيد محسن امين ، اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 417 ) .

در رابطه با عفو و بخشش امام باقر (ع) در كتاب مناقب نقل شده است كه شخصي نصراني به مادر امام باقر (ع) اهانت كرد و حضرت فرمود : اگر راست مي گويي خداوند از تقصيرات او در گذرد و اگر دروغ مي گويي خداوند از تقصيرات تو بگذرد .

در حالات امام صادق (ع) نقل شده است كه در آخرين ساعات عمر شريف خود فرمود كه به حسن افطس ( از بستگان حضرت ) هفتاد دينار و به فلاني اين مقدار بدهيد، گفتند: به كسي كه با چاقو به تو حمله كرده بود و مي خواست به قتل برساند مساعدت مي كني؟ حضرت در پاسخ فرمود: مي‌خواهيد از كساني باشم كه خداوند درباره آنان فرموده است : «‌والذين يقطعون ما امرالله به ان يوصل ... »، ( رعد ، 25 )، از آن حضرت نقل شده است كه فرموده: « انا اهل البيت مروتنا العفو عن من ظلمنا » ، ( بحار الانوار ، ج 71 ، ص 401 ).

ساير امامان و معصومين عليهم السلام نيز آنگونه كه در زيارت جامعه نقل شده است : «‌عادتكم الاحسان ، سجيتكم الكرم » تا به امام زمان (عج) مي رسد كه مظهر رحمت و رأفت الهي مي باشند و از القاب شريفشان « رحمة للعالمين » مي باشد كه اين لقب در مورد پيامبر(ص) در قرآن آمده است ، « و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين » ، ( انبياء ، 107 ) و امام زمان(ع) نيز به اين عنوان ، ملقّب مي باشند . عجيب و از جهتي مايه تاسف است كه در ايام نوشتن اين مطلب كه مقارن با سالروز ولادت با سعادت آن حضرت است و اعلان هاي متعددي جهت اطلاع رساني مراسم جشن ميلاد چاپ و نصب شده به منتقم بودن آن حضرت بيشتر اشاره شده است و بعضاً به نادرست گفته مي شود آن حضرت وقتي ظهور كند آنقدر آدم خواهد كشت كه مثلاً پاي اسبش تا زانو در خون فرو خواهد رفت و ... در صورتي كه آن حضرت مظهر رحمت عام و فراگير الهي مي باشد هر چند كه قهر و قاطعيت با كساني كه به هيچ روي حق و حقيقت را قبول نمي كنند منتفي نيست ولي اين نيز براي اصلاح است نه تشفّي خاطر ، اين بزرگواران خليفه خدايي هستند كه « تسعي رحمته امام غضبه » ، غضب خداوند عضوي از مجموعه اعضاي رحمت است ، اسم « رحمان » امام همه اسماي الهي است از جمله قهار و منتقم و ... اسم « رحمان » كه در كنار لفظ جلاله « الله » از اسماي منحصر به فرد خداوند است مقابل ندارد و مقابل آن عدم است و قهر و غضب و عقوبت جلوه اي از آن رحمت است همانطور كه جهنم نيز نعمت الهي مي باشد و در سوره رحمن مي فرمايد : « هذه جهنم التي بكذّب بها المجرمون . يطوفون بينها و بين حميم ان . فبايّ آلاء ربكما تكذبان » ، (‌رحمن ، 43-45 ) . امام معصوم و حجّت الهي نيز وقتي از خود قهر و غضب نشان مي دهد يقيناً از روي دلسوزي است و مهرورزي .

 نه فقط معصومين عليهم السّلام كه با هيچكس قابل قياس نيستند بلكه در مورد اولياي الهي و عارفان نيز حكايت هاي عبرت آموزي از خيرخواهي آنان حتي نسبت به بدخواهانشان نقل شده است كه شنيدن و به كار بستن آنها مبارك است ، سيد عبدالحسين قاضي نواده عارف كامل آيت اله آقا سيد علي قاضي (ره) از قول يكي از فرزندان آقاي قاضي نقل مي كند كه : يك بار همراه ايشان به حرم مطهر حضرت علي (ع) رفتم و عادت مرحوم قاضي بر اين بود كه حتماً در حرم زيارت مي‌خواند ولي در آن روز زيارت نخواند و زود از حرم خارج شد من علّت را پرسيدم فرمود : در حرم كسي را ديدم كه نسبت به من بغض و كينه دارد ، زود خارج شدم كه او مرا نبيند تا بغض و كينه در دلش دوباره زنده شود و اعمالش از بين برود . (نقل از كتاب صلح كل) يا يكي از آشنايان كه زني نيك نفس است مي گفت : وقتي به عروسهايم براي احوالپرسي زنگ مي‌زنم شماره منزل ما را روي تلفن مي‌بينند و  گوشي را بر نمي دارند ولي من براي سلامت و خوشبختي آنها چقدر صدقه مي دهم ! غرض اينكه اينگونه زيستن و به دشمن و بدخواه نيز دوست و خيرخواه بودن براي وراي معصوم هم در حدّ خود ممكن است .

موارد و عرصه هاي اعمال عفو :

اشاره شد كه انسانهاي كريم نسبت به همه بخشنده مي باشند حال آن شخص  هر كه مي‌خواهد باشد « والعافين عن الناس » ، ( آل عمران ، 134‌) در قرآن به مواردي از متعلقات عفو و بخشش اشاره شده است كه از جمله عبارتند از :

1- عفو و بخشش نسبت به اعضاي خانواده : قرآن مي فرمايد : « يا ايهاالذين امنو انّ من ازواجكم و اولادكم عدوّاً لكم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فانّ الله غفور رحيم‌»‌، ( اي كساني كه ايمان آورده ايد ! بي ترديد برخي از همسران شما و فرزندانتان [به خاطر ايمانتان ] دشمن شمايند ، از آنها بر حذر باشيد . و اگر [ از خلاف ] آنها در گذريد و چشم بپوشيد و ببخشائيد ، بي گمان خدا نيز آمرزنده مهربان است ) ، ( تغابن ،14 ) در قرآن عفو و گذشت حضرت يوسف (ع) از برادرانش نمونه زيبايي از بخشش خويشان مي‌باشد. 

2- عفو و بخشش نسبت به قصاص مجرم : قرآن مي فرمايد: « فمن عفي له من اخيه شيئٌ فاتّباعٌ بالمعروف و اداءٌ اليه باحسان ذلك تخفيف من ربكم و رحمة ، فمن اعتدي بعد ذلك فله عذاب اليم » ، ( پس هر كه از سوي برادرش چيزي از قصاص برايش بخشيده شد بايد [ از اين گذشت ] به شايستگي پيروي كند و [ خونبها را ] به نيكي ادا كند . اين تخفيف و رحمتي از جانب پروردگارتان است ، هر كه پس از آن تجاوز كند ، او را عذاب سزاي بدي ، همانند آن است پس هر كه درگذرد و اصلاح كند پاداش او برخداست ) ، ( شوري ، 40 ).

3- عفو پيامبر نسبت به مجرمان و خائنان [ در مقام حاكم جامعه ] : خداوند دربارة بني اسرائيل و عهدشكنان خائن مي فرمايد : « ولاتزال تطلع علي خائنة منهم الا قليلاً منهم فاعف عنهم واصفح انّ الله يحبّ المحسنين » ، ( و تو همواره به خيانت تازه اي از اينان آگاه مي شوي ، مگر عده كمي از آنها ، و ليكن تو از آنها درگذر و چشم پوشي كن كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد ) ، (‌مائده ، 13 ) ، نقل شده است پس از جنگ حُنين وقتي مي خواستند غنايم را تقسيم كند يكي از سپاه مسلمين گفت : يا رسول الله با عدالت تقسيم كن ! صحابه به آن شخص تندي كردند كه اين چه حرفي بود به پيامبر گفتي ؟ حضرت فرمود : به خدا پناه مي‌برم كه با اصحاب به درشتي برخورد كنم . يا اميرالمؤمنين (ع) كه به تعبير يكي از عالمان محقق معاصر در جوار «‌رحمة للعالمين » بزرگ شده بود درباره قاتل خود توصيه مي كند با مهرباني برخورد كنند (‌كه اشاره شد ) و شهريار آن را اينگونه به نظم كشيده است :

مـي زند پس لب او كاسه شيـر                    مي كند چشم اشارت به اسـير

چه اسيري كه همان قاتل اوست                 تو خدايي مگر اي دشمن دوست

يا:

به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من              چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا

4- عفو و بخشش نسبت به بدهكار : قرآن مي فرمايد : « و ان كان ذوعسره فنظرة الي ميسره و ان تصدّقواْ خير لكم ان كنتم تعلمون » ، ( و اگر [ بدهكار ] تنگدست بود پس مهلتي بايد تا گشايشي يابد ، و اينكه صدقه بدهيد برايتان بهتر است اگر مي دانستيد ) ، ( بقره ، 280 ) نكته بسيار مهم و لطيفي كه در آخر آيه به آن اشاره مي كند اين كه مي فرمايد : « و ان تصدّقوا خيرلكم ان كنتم تعلمون » ، در واقع فقدان علم و معرفت به فوايد بخشش موجب مي شود كه من نسبت به آن مخصوصاً در مسائل مادي و مالي سهل انگاري مي كنم اگر به اين واقعيت يقين پيدا كنم كه سود بخشش در مرحله اول به خودم مي رسد نسبت به آن قصور و سستي نمي كنم . قرآن مي فرمايد : « ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اسأتم فلها » ، ( اگر نيكي كنيد به خودتان كرده ايد و اگر بدي كنيد باز هم به خودتان روا داشته ايد » ، ( اسراء ، 7 ) حرف «ل» در « انفسكم » و ضمير « ها » لام اختصاص است نه مشاكله كه در آن صورت بايد اَسأتم با «‌عليها » مي آمد ، يعني هر كاري مي كنم اعم از خوبي و بدي ، مَآلا به خودم بر مي گردد. قديس فرانيس آسيسي در نيايشي مي گويد : خدايا ! مرا وسيله اي براي صلح و آرامش قرار ده، بگذار هر جا تنفرّ هست بذر عشق بكارم ، هر جا آزردگي هست ببخشايم ، هر جا شك است ايمان ، هر جا يأس هست اميد ، هر جا تاريكي است روشنايي ، و هر جا غم جاري است شادي نثار كنم ، پيش از آنكه مرا بفهمند ديگران را درك كنم زيرا در عطا كردن است كه مي ستانيم و در بخشيدن است كه بخشيده مي شويم و در مردن است كه حيات ابدي مي‌يابيم . 

نتايج و ثمرات عفو و بخشش :

1- بقاي ملك و حكومت : عفو و بخشش حاكمان موجب تثبيت حكومت مي شود ، اجتناب حاكمان از عفو و بخشش موجب مي شود يا حكومت از درون پوكيده و پوسيده شود يا مانند برف و يخ آب شود و يا جامعه به مرحله انفجار برسد . در احاديث آمده است : « عفو الملوك بقاء الملك » ، ( عفو و بخشش حاكمان موجب بقاي حكومت مي شود . ) ، ( بحارالانوار ، ج 74 ، ص 168 ) . امام رضا (ع) مي فرمايد : « ما التقت فئتان قطّ الّا نُصر اعظمهما عفوا » ، (‌دو گروه با هم روبرو نمي‌شوند مگر اينكه پيروزي از آن عفو كننده ترين آنهاست ) ، ( اصول كافي‌، ج 2 ، ح 8 ).

2- عزّت و آبرو :  بخشيدن ، انسان را در همين دنيا پيش چشم ديگران عزيز مي كند و اعتبار مي بخشد ، در احاديث آمده است : «‌عليكم بالعفّو فانّ العفو لايزيد الا عزّاً ) ، ( اصول كافي ، ج 2 ، ص 108 )

3- پايان يافتن ستيزه ها : عفو و بخشش موجب فرجام پذيرفتن منازعات و مشاجرات مي شود كه اغلب منشأ نفساني و دنيوي دارند، در احاديث آمده است : « تعافوا تسقط الضغائن بينكم» ، ( در گذريد تا كينه ها و ستيزه ها از ميان شما فروكش كند و زايل شود )،(كنزالعمال ،ج3‌‌، ص 373 ،ح 7004 ) .

4- آرامش و سلامت روحي و رواني : بخشيدن موجب مي شود كه روح انسان از تلاطم و ناآراميِ حاصل از اشتغال به بدي هاي ديگران آسوده شود و اين از مهم ترين و مفيدترين نتايج عفو و بخشش مي باشد كسي كه از بدي هاي ديگران در نگذرد ذهنش با آنها درگير خواهد بود و شب و روزش مشغول دوخت و دوز و فرضيه سازي خواهد شد ، شكسپير گويد‌: كوره را براي دشمنت آنقدر گرم مكن كه خودت هم در آن بسوزي! مي گويند : دو نفر مي‌خواستند از رودخانه اي عبور كنند مي‌بينند زني آنجا نشسته و نمي تواند از عرض رودخانه بگذرد به آنها مي گويد كمك كنيد من هم به آن سمت رودخانه بروم يكي از آن دو نفر مي‌نشيند و به زن مي گويد روي دوشم بنشين و او را به آن طرف رودخانه مي برد ، چند روز بعد دوستش به او مي گويد : آن روز كار خيلي بدي كردي كه آن زن را به دوش خود سوار كردي ، آن شخص در پاسخ دوستش مي گويد : آن زن چند لحظه روي دوش من بود و چند روز است كه در دل تو جاي گرفته است ! منظور رنجش خاطر موجب ناراحتي خود شخص هم مي شود و با بخشيدن خودش هم آرام و راحت مي شود . در احاديث نقل شده است :     « من كثر عفوه مُدّ في عمره »‌، ( كسي كه زياد ببخشد عمرش طولاني مي شود ) ، (‌ميزان الحكمة ، ج 3 ، ح 13184) محاسبه نفس كه اين همه مورد تاكيد مي باشد در واقع حساس بودن به افعال و احوال جسمي و روحي مي باشد كه بخشيدن موجب آرامش احوال روحي مي گردد . در احاديث آمده است : « خلوّ الصدر من الغلّ والحسد من سعادة المرء » ، ( خالي بودن سينه [‌و قلب ] از كينه و حسد از سعادت انسان است ) .

5- جلب رضايت الهي و اجر و پاداش اخروي : قرآن در سوره شوري مي فرمايد : « فمن عفي و اصلح فاجره علي الله انه لا يحبّ الظالمين » ، ( پس هر كه در گذرد و اصلاح كند ، پاداش او بر خداست ، بي ترديد او ظالمان را دوست نمي دارد ) ، ( شوري ، 40 ) حضرت علي (ع) مي فرمايد : « العفو مع القدرة جُنّة من عذاب الله سبحانه » ، ( عفو در عين برخورداري از قدرت سپري است در مقابل عذاب خداوند سبحان ) ، ( غرر الحكم ، ج 1، ح1547 ) . قرآن مي فرمايد : « وليعفواْ و ليصفحوا الا تحبّون ان يغفرالله لكم» ، ( و بايد عفو كنند و چشم بپوشند مگر دوست نداريد كه خدا شما را بيامرزد؟) ، ( نور ، 22 ) . جبران خليل جبران مي گويد : خداوند از عطاي اقيانوس حيات به بنده اش دريغ نورزيده است ، شما چگونه جويبار بخشش را دريغ مي كنيد ؟ !

6- پيدايش و تقويت مودّت و دوستي : عفو و بخشش موجب اصلاح بين افراد و پيدايش دوستي و مودّت ميان آنها مي شود ، قرآن مي‌فرمايد : « ولا تستوي الحسنة ولاالسّيئة ادفع بالتي هي احسن فاذا الّذي بينك و بينه عداوه كانّه وليّ حميم » ، ( و نيكي با بدي يكسان نيست ، [‌بدي را ] با آنچه نيكوتر است دفع كن كه ناگاه [ خواهي ديد ] همان كسي كه ميان تو و او دشمني بود ، چون دوستي صميمي گشته است ) ، ( فصلت ، 34 ) .

از محبت خـارها گل مي شود                 از محبت سركه ها مُل مي شود

از محبت دُرد صافي مي شود                  از محبت دَرد شـافي مي شـود

ولي اين كار نيز از دست هر كسي بر نمي آيد « و ليك اين عمل رهروان چالاك است » در آيه بعد مي فرمايد : « و ما يلقّيها الا الذين صبروا و ما يلقيها الا ذو حظّ عظيم » ، ( و اين خصلت خوب جز به كساني كه شكيبايند عطا نشود و آن را جز كسي كه داراي بهره اي بزرگ [ از ايمان و تقواست ] به دست نياورد ) ، ( فصلت ، 35 ) .

7- لذت و حلاوت : عفو و بخشش براي شخصي كه مي بخشد لذت و حلاوتي دارد كه مطلقاً با عقده گشايي و انتقام قابل قياس نيست ، سبك شدن و راحتي حاصل از انتقام آسودگي موهوم و پنداري مي‌باشد ولي لذت عفو ، عقلاني و مانا مي باشد آنگونه كه اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : «‌كسي كه مي بخشد يك عمر راحت است » و آنگونه كه گفته شده است : « در عفو لذتي است كه در انتقام نيست » .

8- تنبّه و تحول روحي شخصي كه مورد عفو و بخشش قرار گرفته است : عفو و گذشت موجب اصلاح روحي و اخلاقي كسي مي شود كه مورد بخشش واقع شده و نهايتاً موجب عاقبت به خير شدن وي مي گردد كه اگر مجازات مي شد شايد عقوبت و مجازات موجب  جري تر شدن هر چه بيشتر وي نيز مي گرديد ولي عفو او را متحول مي كند . در رمان معروف و خواندني بينوايان به جلوه هايي از اين تحول آفريني عفو با تصويرگري بي نظير ويكتور‌هوگو اشاره شده است .

9- موجب افزايش استعداد و قابليت عفو و گذشت در شخص بخشنده مي شود : صفات اخلاقي اعم از رذايل و فضايل به گونه اي هستند كه انجام ، تكرار و استمرار موجب سهولت صدور آنها از آدمي مي شود در اين مورد نيز عفو و گذشت موجب مي شود كه شخص بخشنده بتواند به سهولت اين كار را انجام دهد و بخشيدن براي او در آتيه كاري صعب و دشوار نباشد و اين را نه با اجبار و اكراه كه اگر موقعيت پيش آمد با رغبت انجام دهد چرا كه مطمئن است از اين كار ضرر و زياني متوجه او نخواهد شد .

10- نيل به مقام صابران : عفو انسان را به مرتبه والاي صابران نايل مي كند ، قرآن خطاب به پيامبر (ص) مي فرمايد : «‌و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به ولئن صبرتم لهو خيرٌ للصابرين‌.واصبر و ما صبرك الا بالله ولا تحزن عليهم و لا تك في ضيق مما يمكرون » ، (  اگر سزا مي دهيد ، مانند آنچه با شما كرده‌اند سزا دهيد ، و اگر صبوري كنيد بي شك همان براي صابران بهتر است . و صبور باش كه صبر تو جز به توفيق خدا نيست و برايشان محزون نباش و از آن مكري كه مي كنند دل تنگ مدار ) ، ( نحل ، 126 – 127 ) در تفسير اين آيه از امام صادق (ع) و ابن عباس نقل شده است كه وقتي پيامبر (ص) پيكر عمويش حمزه را پس از جنگ احد ديد كه چگونه مثله كرده اند بسيار متاثر شد و اين آيات نازل گرديد  پيامبر (ص) نيز عرض كرد : پروردگارا ! صبر مي كنم! پاداش صابران در قرآن « بغير حساب‌» بيان شده است كه : « انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب » ، ( زمر ، 10 ) . دعاي 39 از صحيفه سجاديه و نيايش روح نواز « زيباترين روح پرستنده » با معبودش ختم مقال باشد كه عرض مي كند : « الّهم و ايّما عبد نال مني ما خطرت عليه و انتهك منّي ما حجرت عليه ( اِي حرّمتَ عليه ) فمضي بظُلامتي ميِتا او حصلت لي قِبَله حيّا ، فاغفرله ما المّ به عنّي ولا تَقِفه علي ما ارتكب فيّ و لا تكشفه عما اكتسب بي ، و اجعل ما سمحتُ به من العفو عنهم و تبرّعت به من الصدقه عليهم ازكي صدقات المتصدقين و اعلي صِلات المتقرّبين ، و عوّضني من عفوي عنهم عفوك و من دعايي لهم رحمتك حتي يسعد كل واحد منا بفضلك و ينجوا كلٌّ منا بمنّك » ، (خدايا ! هر بنده اي كه درباره من آنچه را بر او حرام كرده اي مرتكب شده و در باره آنچه بر او ممنوع ساخته اي پرده دري كرده ، و حق مرا از بين برده ، مرده يا زنده است و حق من نزد او مانده ، او را نسبت به ستمي كه به من روا داشته بيامرز و از حقي كه از من برده در گذر و از كار خلافي كه نسبت به من نموده آگاهش مكن [ و به رويش مياور ] و بر آنچه به من روا داشته رسوايش مساز ، و عفوي كه در باره او روا داشته ام و صدقه اي كه به او بخشيده ام پاكيزه‌ترين بخششهاي بخشندگان و بالاترين عطاهاي تقرّب جويان قرار ده ، و مرا از عفوت ، به دليل گذشتم از آنها و از رحمتت ، به واسطه دعايم در حق آنها ، عوض بده ، تا هر كدام از ما به احسان تو نيكبخت شويم و به سبب نعمت تو [ از شقاوت و سؤ عاقبت ] رهايي يابيم .) ‌،(‌صحيفه سجاديه ، دعاي سي و نهم ، في طلب العفو والرحمة )  

                                                                                                    الحمد لله رب العالمین

 

 


١٢:٤٤ - شنبه ٢٨ اسفند ١٣٩٥    /    شماره : ١٣٤٩٢    /    تعداد نمایش : ١٢٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج